بسم الله الرحمن الرحیم
اوصاف بدني امام حسن(ع)
کتاب: حقايق پنهان، ص 51
انس بن مالك درباره امام حسن(ع)مي گويد:.
(لم يكن أحد أشبه برسول اللّه ص من الحسن بن على(1)؛ هيچ فردي از امام حسن(ع)شبيه تر به پيامبر(ص)نبوده است.).
أحمدبن حنبل به نقل از علي بن ابيطالب(ع)مي نويسد:.
(كان الحسن أشبه برسول اللّه مابين الصدر إلي الرأس والحسين أشبه فيما كان أسفل من ذلك(2)؛ حسن(ع)از سينه تا سر شبيه ترين فرد به نبي گرامي اسلام بود و حسين از سينه به پايين بيش ترين شباهت را به آن حضرت داشت).
ابن صبّاغ مالكي در زيبايي صورت و اعضاي حسن بن علي(ع)مي نويسد: رنگ چهره حسن بن علي(ع)سفيد آميخته با سرخي بود؛ چشمانش سياه، درشت و گشاده؛ گونه هايش هموار، موي وسط سينه اش نرم؛ موي ريشش پر و انبوه؛ پشت گوشش پرمو؛ گردن آن حضرت كشيده، برّاق همچون شمشيري از نقره؛ مفاصلش درشت و دوشانه اش پهن و دور از يكديگر بود؛ انساني چهارشانه، ميانه قد و نمكين كه نيكوترين صورت را داشت؛ ريش خود را با رنگ سياه خضاب مي كرد؛ مويش پرچين و كوتاه و قامتش رسا بود.(3).
واصل بن عطا گفته است:.
صورت حسن بن علي(ع)چون سيماي انبيا و هيأت و شكل او چون هيأت ملوك و امرا بوده است.(4).
محدثان، سيماي ملكوتي امام مجتبي(ع)را چنين توصيف كرده اند: رخسارش سفيد و آميخته با سرخى؛ سياهىِ چشمانش در كنار سفيدي آن درخششي خاص داشت؛ داراي مويي درهم و پيچيده و انبوه بود؛ استخوان و عضلاتش درشت؛ فاصله شانه و بازوانش زياد؛ گردنش همانند ابريقي نقره مي درخشيد؛ با هوش و ذكاوت سرشاري كه داشت، هر آنچه از جدّ و پدر و مادرش سرمي زد، همانند آينه تمام نما در وجودش منعكس مي گشت؛ او در امتيازهاي عقلي و اخلاقي در بلندترين قلّه قرار داشت؛ در كنار همه آنچه گذشت، از اصالت و ريشه اي بس والا برخوردار بود و بر اساس قانون وراثت و نسب همه برجستگي ها و سرمايه هاي معنوي رسول گرامي اسلام در وجود حسن بن علي(ع)تبلور يافته بود و به قول معروف: (آنچه خوبان همه دارند او تنها داشت).
رسول خدا(ص)در مواردي از حسن و برادرش حسين به ريحانه و سيّد تعبير مي كند، آن جا كه مي فرمايد: (وريحانتاى: الحسن والحسين(5)؛ حسن و حسين دو ريحانه منند.) و نيز فرمود:.
(الحسن والحسين ريحانتاي من الدنيا(6)؛ حسن و حسين دو ريحانه من در دنيايند. و گاهي در مورد حضرت مجتبي(ع)فرموده است:.
(إنّ هذا ريحانتى وإنّ ابنى هذا سيّد سيصلح اللّه به بين فئتين من المسلمين(7)؛ همانا حسن ريحانه من است و اين فرزندم آقاست و به زودي خداوند به دست او بين دو گروه مسلمان، صلح برقرار خواهد كرد.).
علامه طريحي در توضيح واژه (ريحانه) مي نويسد: (كل نبت طيب الرائحة؛ هر گياه خوشبو و لذّت بخشي را ريحانه گويند) و سپس درباره احاديث فوق اضافه مي كند: خوشبوترين و جذاب ترين گل و گياه نزد رسول خدا(ص)دو فرزندش حسن و حسين بودند و اين زيباترين نوع تشبيه است.(8).
همچنين واژه (سيّد) كه صفت مشبّهه است و دلالت بر ثبات و دوام دارد، يعني كسي كه سيادت و آقايي با تمام وجودش عجين گشته و از او جدا نخواهد شد و مجد و بزرگواري در تمام حالات در سراسر وجودش متبلور است.
آرى، مجموعه اوصاف زيباي ذاتي و مورثى، او را بر ديگران برتري داده بود و براي همين، وي از نظر بيان، شجاعت، سخاوت، هيبت، تقوا، و عبادت و... زبانزد خاص و عام بود.
پی نوشتها:
1. شيخ عباس قمى، انوار البهيّه في تواريخ الحجج الإلهيّة، ص38.
2. بحارالانوار، ج43، ص301، ح64.
3. سيدمحسن امين، أعيان الشيعة، ج1، ص563؛ كشف الغمه عن معرفة الائمه، ج2، ص151.
4. اعيان الشيعه، ج1، ص562.
5. بحارالانوار، ج43، ص264، ح13.
6. الصواعق المحرقه، ص114؛ صحيح ترمذى، ص306.
7. الإصابة فى تمييز الصحابه، ج2، ص12.
8. مجمع البحرين، ج2، ص363.
برچسبها: اوصاف بدني امام حسن, ع
بسم الله الرحمن الرحیم

دهه مبارک فجر بر همگان بر ملت ایران مبارک
فر مایشات امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (روحی فداه) رو در رابطه با دهه فجر:
الف) حضرت امام خمینی (ره):
* از برکت انقلاب اسلامی ایران این است که دریچه های نور و امید به روی همه مسلمانان جهان باز شد.
* پیروزی انقلاب مرهون فداکاری های دلاورانه ملت خصوصا شهیدان است.
* انقلاب اسلامی ایران یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده است.
* نهضت اسلامی ملت شریف ایران برای قطع ایادی دشمنان ادامه دارد.
* این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر (انقلاب) محتاج به حفظ و نگهداری است.
* انقلاب شکوهمند اسلامی دستاورد میلیون ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید است.
* انقلاب اصیل ما جلوه ای از نهضت پر عظمت حضرت محمد رسول الله (ص) است.
* پیروزی انقلاب رهین همه ملت است.
* پیروزی ما انفجار نور بود.
* سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و دهه فجر را به همه ملت و مستضعفین جهان تبریک عرض می کنم.
* الان شعاع این انقلاب همه جای دنیا را گرفته است.
* تذکر به ایام الله انسان ساز است.
* رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود.
* این ایام الله هدیه هایی از عالم غیب ربوبی است.
* این انقلاب بزرگ دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد.
* این انقلاب بزرگ با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید.
* بیدار باشید که حفظ پیروزی و نهضت بسیار مشکل تر از اصل آن است.
* تا بانک لا اله الا الله و محمد رسول الله (ص) بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست.
* کشور ما دهه سالروز آزادی خود را از چنگال ابر جنایتکاران جشن می گیرد.
ب)مقام معظم رهبری:
* دهه فجر و 22 بهمن را قدر بدانید.
* خاطره دهه فجر بزرگترین خاطره ملت ما بعد ار ورود اسلام به سرزمین ماست.
* فجر انقلاب، دمیدن خورشید استقلال و آزادی و دمیدن روز جمهوری اسلامی است.
* ایام فجر، فجر حقیقی زندگی نوینی برای ملت ما بود.
* باید تمامی مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره فراموش نشدنی حضرت امام و پیروان انقلاب اسلامی را جشن بگیرند.
* دهه فجر سرآغاز طلوع اسلام و مقطع رهایی ملت ایران است.
* جشن های دهه فجر باید همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود.
* در دهه فجر اسلام تولدی دوباره داشته است.
* دهه فجر آئینه ای است که اسلام در آن درخشید.
* دهه فجر روزهای مبارکی است که خاطره های بسیار ارجمند و با ارزشی دارد.
* زنده نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم و حرکت انقلاب است.
* انقلاب اسلامی معجزه ای بزرگ بود که به وسیله امام فقید مقدس سره اتفاق افتاد.
* دهه فجر دهه تجدید میثاق ملت با انقلاب است.
* انقلاب اسلامی قدرت های استکباری را به ذلت و خواری نشانده است.
* در دهه فجر خداوند میوه شیرین آزادی را به مردم ملت بزرگ ما عطا کرد.
* دهه فجر بزرگترین معجزه الهی است.
* ستادهای دهه فجر تا آنجا که در وسعشان هست با برنامه های خوب و متنوع مردم را با حقیقت فجر آشنا کنند.
* انقلاب اسلامی همچون آتش فشان تمام نشدنی است.
* حفظ انقلاب خط عظمت اسلام و مسلمین و دفاع از مظلومین و مستضعفان است.
* پایبندی به اصول اسلام رمز قدرت و قوت انقلاب است.
* امروز دشمنان اسلام از درخشش اسلام بیمناکند.
* درسی که انقلاب اسلامی به ما آموخته است از ابهت ابر قدرت ها نترسیم
والسلام
برچسبها: ده فجر, امام خمینی
نظرات شهید مطهری در مورد امام حسین(ع):

نظرات شهید مطهری در مورد امام حسین
امام حسین(ع) و نهضت پرشور عاشورا در اندیشه استاد شهید مرتضی مطهری، از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است.
دغدغه استاد در معرفی این نهضت به حدی بوده که بارها موضوعات سخنرانی مهم و با ارزش ایشان را این موضوع به خود اختصاص میداد.
نهضت عاشورایی امام حسین (ع)، با انگیزه امر به معروف و نهی از منکر و با هدف برقرای عدل و عدالت و در نهایت برای نجات اسلام و مبارزه با طغیان بود.
آن همه گریه بر سیدالشهدا و عزاداری برای سید مظلومان نیز، برای زنده نگهداشتن این مکتب جهاد و شهادت و حفظ ارزشها بوده است.
متاسفانه درطول تاریخ، تحریفهایی چه در انگیزهها و اهداف، چه در چهرههای حماسهساز و چه در برنامههای مربوط به عاشورا انجام شد که این تحریفها برخی به محتوا، برخی به شکل و برخی به افراد برمیگردد.
کتابهایی که به عنوان مقتل نوشته شد و روضههایی که برای عاشورا گفته و خوانده شد، گاهی چون با انگیزه گریاندن مستمعان بود، آمیخته به مطالب ضعیف، غیر مستند و احیانا دروغ شد.
علاقهای که به چهرههای عاشورایی وجود داشت، سبب شد در حوادث آن حماسه، غلوها و مبالغههایی نقل شود که غیر عقلی و باور نکردنی است.
آمار و ارقام کشتهها و برخی حوادثی که به ظاهر غمانگیز و سوزناک بود، بر اصل واقعه افزوده شد.
انگیزه آن حماسه، گاهی تا حد کشته شدن برای شفاعت! تنزل یافت، نوع برخوردهای امام حسین(ع)، زینب و امام سجاد(ع) و کودکان و اهل بیت، گاهی به صورت عجز و لابه و ذلت و حقارت در برابر فاسقانی چون یزید و عمر سعد و ابن زیاد و شمر در آمد و خواسته بزرگ امام در این میدان حماسه، که رد بیعت با حکومت جوربود، به درخواست جرعهای آب برای لب عطشان خویش یا گلوی خشک علیاصغر در آمد.
استاد شهید مرتضی مطهری از جمله اندیشمندانی است که این تحریفات را ریشه یابی کرده و به علل و عوامل آن از زوایای مختلف پرداخته است.
استاد مطهری در خصوص این تحریفات معتقد است: "برای مصیبت امام حسین (ع) و اهل بیتش (س) به خاطر آن همه زجرهای روحی و جسمی و ضربات شمشیرها نباید گریست، بلکه باید به خاطر مظلومیت و دروغ پردازیهایی گریست که مقام حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را متنزل میکند."
وی در ادامه میگوید: در برخی از این تحریفات اشاره شده که لیلا مادر علی اکبر(ع) نذر کرده که اگر فرزندم سالم بماند از کربلا تا مدینه ریحان خواهم کاشت، بعدها علما با سند این مطلب را رد کردند. اولا حضرت در کربلا حضور نداشته، ثانیا منطقه فیمابین کربلا و مدینه برای کشت ریحان بلا امکان است، ثالثا مسافت بین آن دو شهر سیصد فرسنگ است.
در جای دیگر نیز گفتهاند،امام حسین(ع) در کربلا سیصد هزار نفر را کشته است، اگر فرض شود هرثانیه یک نفر را بکشد برای این تعداد هشتاد و سه ساعت و بیست دقیقه وقت لازم است. بعد دیدند این تعداد کشته با طول روز جور در نمی آید، گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بوده است!
همین طور درباره حضرت ابوالفضل (ع) گفتهاند که بیست و پنج هزار نفر را کشت! که حساب کردم اگردر هر ثانیه یک نفر کشته شود، شش ساعت و پنجاه و چند دقیقه و چند ثانیه وقت میخواهد.
* عوامل تحریف
استاد مطهری در این رابطه عوامل تحریف را به طور مبسوط مورد بررسی قرار داده و میگوید: "به طور کلی عواملی وجود دارد که همواره تاریخ را دچار تحریف کرده است و این تحریفات تنها اختصاص به حادثه عاشورا ندارد." مثلا همیشه اغراض دشمنان، خود، عاملی است برای اینکه حادثهای را دچار تحریف کنند. دشمن برای اینکه به هدف و غرض خود برسد، تغییر و تبدیلهایی در متن تاریخ ایجاد و یا توجیه و تفسیرهای ناروایی از تاریخ میکند و این نمونههای زیادی دارد که در تحریف واقعه کربلا هم این عامل دخالت داشته است.
عامل دوم، تمایل بشر به اسطورهسازی و افسانهسازی است و این در تمام تواریخ دنیا وجود دارد، افرادی که شخصیت آنها، شخصیت پیشوایی است، قول آنها، عمل آنها، قیام آنها، نهضت آنهاست و حجت است، نباید در سخنانشان، در شخصیتشان، در تاریخچه شان تحریفی واقع شود.
عامل سوم یک عامل خصوصی است، دو عامل پیشین در تمام تواریخ دنیا هست، ولی در خصوص حادثه کربلا یک جریان و عامل بخصوصی هست که سبب شده است در این داستان، جعل واقع شود.
پیشوایان دین از زمان پیغمبر اکرم و ائمهاطهار دستور اکید دادهاند که باید نام حسین بن علی (ع) زنده بماند، باید مصیبت حسین بن علی (ع) هر سال تجدید شود، چرا این چه دستوری است در اسلام، چرا ائمه دین این همه به این موضوع اهتمام داشتند، و چرا برای زیارت حسین بن علی (ع) این همه ترغیب و تشویق است؟"
از دیدگاه مطهری حسین (ع) مکتب عملی اسلام را تاسیس کرد. حسین (ع) نمونه عملی قیامهای اسلامی است. خواستند مکتبش زنده بماند، خواستند سالی یکبار امام (ع) با آن انگیزهاش ظهور کند و برای همیشه زنده بماند.
"هر چه ما در این راه کوشش کنیم به شرط آنکه هدف آن را تشخیص دهیم بجاست. اما متاسفانه عدهای این را نشناختند، خیال کردند بدون اینکه مردم را با فلسفه قیام حسینی و مکتبش آشنا کنند و مردم را عارف به مقامات حسینی کنند، همین قدر که آمدند و نشستند و نفهمیده و ندانسته گریهای کردند، کفاره گناهان است.
بعضی میگویند هدف وسیله را مباح میکند. هدف که خوب باشد، وسیله هر چه باشد، شد! اینها هم گفتند ما یک هدف مقدس داریم وآن گریستن برامام حسین(ع) است که کار خوبی است و باید گریست، به چه وسیله بگریانیم؟ گفتند، اشک جاری میشود یا نه؟همین قدر که اشک جاری شود اشکال ندارد، شیپوربزنیم، طبل بزنیم، به بدن مرد لباس زن بپوشانیم، عروسی قاسم بگیریم، جعل کنیم، تحریف کنیم، در دستگاه امام حسین(ع) این حرفها مانعی ندارد، در نتیجه افرادی دست به جعل و تحریف این واقعه بزرگ زدند."
تاریخچه با عظمت کربلا که به دست ما افتاده، هم دچار تحریف لفظی و هم دچارتحریف معنوی شده است. یعنی ما از خودمان ساز و برگهایی بر پیکره این تاریخ ساختهایم که چهره با عظمت و نورانی آن را تاریک و ظلمانی و قیافه زیبای آن را زشت کردهایم.
استاد مطهری معتقد است: هرگز نمونهای از یک مکتب عملی در دنیا پیدا نمیشود که نظیر مکتب حسین بن علی (ع) باشد. اگر شما نمونه حسین بن علی را پیدا کردید، آن وقت بگویید چرا ما هر سال باید یاد حسین بن علی را تجدید کنیم.
نظیر آنچه که حسین بن علی در حادثه عاشورا، از ایمان کامل به جهان دیگر، از رضا و تسلیم، از صبر، از مردانگی، از طمانینه نفس از ثبات و استقامت، از عزت و کرامت نفس، از آزادیخواهی و آزادی طلبی، از این که در فکر انسان باشد، از این که در خدمت انسان باشد، اگر در دنیا نمونهای پیدا کردید، آن وقت بگویید چرا ما نام حسین بن علی را زنده کنیم."
******************************************************************
* شرایط یک نهضت مقدس
از نظر استاد مطهری اولین شرط یک نهضت مقدس این است که منظور و هدف آن نهضت، شخصی و فردی نباشد بلکه کلی، نوعی و انسانی باشد.
به همین جهت کسانی که در دنیا، حرکاتشان،اعمالشان،نهضتهایشان به خاطر شخص خودشان نبوده است و به خاطر بشریت و انسانیت بوده است، برای ایجاد حق و عدالت ومساوات بوده است،به جهت توحید و خداشناسی و ایمان بوده است، همه افراد بشر آنها را دوست دارند. همه میگویند: حسین منی و انا من حسین.
شرط دوم برای این که قیامی مقدس باشد، این است که آن قیام با یک بینش و درک و بصیرت قوی توام باشد. یعنی یک وقت مردم اجتماعی، خودشان در غفلتند، بیخبرند، نمیفهمند، جاهلند و یک فرد بصیر، چیز فهم وبا درک پیدا میشود که درد این مردم را صد درجه از خودشان بهتر میفهمد. دوای این مردم را از خود این مردم بهتر میفهمد. در وقتی که دیگران هیچ چیز را نمیفهمند و جاهلند، و هیچ چیز را درک نمیکنند و در ظاهر هم نمیبینند، یک فرد با بصیرت که به اصطلاح، آن چه را که مردم دیگر در آیینه نمیبینند او در خشت خام میبیند، پیدا میشود و قیام و نهضت میکند.
نهضت حسینی، چنین نهضتی است. امروز ما درست میفهمیم یزید یعنی چه، حکومت یزید یعنی چه، معاویه چه کرد، نقشه امویها چه بود، ولی اکثریت ملت مسلمان در آن روز درک نمیکردند، مخصوصا با نبودن وسایل اطلاعاتی که امروزه موجود هست. مردم مدینه درک نمیکردند،روزی فهمیدند یزید چه کسی است و خلافت یزید یعنی چه، که حسین بن علی کشته شده بود، بعد تکان خوردند که چرا حسین بن علی کشته شد.
شرط سوم برای این که نهضتی مقدس باشد این است که تک باشد. یعنی چه، یعنی نوری باشد که در یک ظلمت کامل بدرخشد، ندایی باشد در میان سکوت ها، حرکتی باشد در میان سکونهای مطلق.
در یک شرایطی که خفقان به طور کامل حکمفرماست، مردم قدرت حرف زدن ندارند، تاریکی مطلق، یاس مطلق، ناامیدی مطلق، سکوت مطلق، سکون مطلق است، یک مرتبه یک مرد پیدا میشود و سکوت را میشکند، سکونها را از بین میبرد، حرکتی میکند، نور میشود و در میان ظلمت میدرخشد. تازه دیگران پشت سرش راه میافتند. آیا نهضت حسینی این چنین بود یا نه؟
برچسبها: نظرات شهید مطهری در مورد امام حسین, ع, امام حسین
بسم الله الرحمن الرحیم.
شهادت امام رئوف ، امام رضا علیه السلام تسلیت باد
کرامتی از حضرت رضا علیه السلام
آیة اللّه حاج شیخ حبیب اللّه گلپایگانی تحصیلات خود را در اصفهان به پایان رساند. سپس به مشهد هجرت و امام جماعت مسجد گوهرشاد شد و در مدرسه علمیه «خیرات خان» تدریس فقه، حدیث، تفسیر و درس اخلاق داشت و در جمادی الثانی ۱۳۸۴ ق. رحلت نمود و در حرم مطهر امام رضا علیه السلام به خاک سپرده شد.۱
حجة الاسلام صالحی خوانساری در شب ۲۱ ماه مبارک رمضان ۱۳۸۱ ش. در مصلای قدس شهر قم درباره شیخ حبیب اللّه گلپایگانی فرمودند:
خودم شاهد بودم که عده ای از بیماران لاعلاج بعد از نماز در مسجد گوهرشاد به دور وی گرد آمده و از او خواستند تا برای آنها از خدا شفا بخواهد. آن عالم وارسته دست مبارک خود را بر سر هر مریضی که میکشید، بدنش عرق میکرد و شفا مییافت.
آقای صالحی خوانساری، به نقل از یکی از مراجع تقلید کنونی، گفت: وقتی که فلسفه آن را از وی پرسیدم، در جواب فرمود:
مدت چهل سال تمام همیشه نماز شب را پشت دربهای بسته حرم مطهر امام رضا علیه السلام میخواندم و همه روزه هنگامی که دربهای حرم را باز میکردند،۲ اوّلین کسی بودم که قبر مطهر آن حضرت را زیارت میکردم.
یکبار یک هفته مریض شدم، به طوری که توان رفتن به حرم را نداشتم؛ یک شب از پنجره خانه چشمم به گلدسته های حرم امام رضا علیه السلام افتاد. رو کردم به حرم و عرض کردم: آقا! خودت میدانی که مدت چهل سال همه روزه اوّل زائر تو بودم ولی یک هفته است که مریضم؛ معذرت میخواهم که نتوانستم به زیارتت بیایم!
شیخ حبیب اللّه میگوید:
یکباره خوابم برد؛ در عالم رؤیا دیدم امام رضا علیه السلام بر روی صندلی نشسته و گل قشنگی در دست دارد و دو خادم جلوی امام ایستادهاند. امام گل را به دست یکی از خادمین داد و فرمود آن را به من بدهد. همین که گل را به دستم داد، احساس بهبودی کردم. ناگهان از خواب بیدار شدم. اتاق پر از بوی عطر بود و همان دسته گلی که امام در خواب به من داده بود، در دستم بود و کاملاً بهبود یافتم.
بلند شدم طبق معمول همیشه، به جلوی حرم آمده و مشغول عبادت شدم تا اینکه درب حرم باز شد و مثل همیشه، اوّل زائر بودم. بعد از زیارت برای اقامه جماعت به مسجد گوهرشاد رفتم. بعد از نماز دیدم عده ای از بیماران جواب کرده دورم را گرفته و میگفتند: «شیخ حبیب اللّه! از آن گل که امام علیه السلام به تو داده، به بدن ما بمال تا خوب شویم!» متوجه شدم که این افراد که در جریان نبودند حتماً امام رضا علیه السلام آنها را پیش من فرستاده است. از برگ گل به سر و صورت آنها مالیدم؛ متوجه شدم که بیماری آنها خوب شده، از آن زمان به بعد فقط همین دستم که با آن گل را گرفته بودم، مریضها را شفا میدهد.
آن مرجع تقلید بزرگوار میگوید: به شیخ حبیب اللّه گفتم: این گل را امام رضا علیه السلام به یکی از خادمین داد تا آن را به تو بدهد؛ از آن زمان به بعد دستت مریض، شفا میدهد. اگر خود امام رضا علیه السلام گل را به دستت میداد، چه کار میکردی؟
یک وقت شیخ حبیب اللّه چهره اش دگرگون شد و فرمود: واللّه اگر امام رضا علیه السلام خودش گل را به دستم میداد و دست مبارکش با بدنم تماس میگرفت بعد از آن، مطمئن بودم دستم اگر به مرده میخورد، آن را زنده میکرد.
برچسبها: شهادت امام رضا, ع, کرامتی از حضرت رضا علیه السلام
***مفهوم زلال عشق***
سه دوبيتي تقديم به ساحت مقدس مولاي دو عالم حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام
مفهوم زلال عشق ناب است حسين هم نور دوجشم بوتراب است حسين
بر قلب تمام روزگاران شده حك سردار سپاه آفتاب است حسين
***
خداوندا خدايي كن دلم را سفير رو شنايي كن دلم را
و روحم را گره زن با حسينت هماره كربلايي كن دلم را
***
محرم ماه نور است و ستم سوز به دشت سينه ها مان آتش افروز
حسين بن علي باشد پيامش هماره خون به شمشير است پيروز
برچسبها: امام حسین, مفهوم زلال عشق, شعر


